اینم آلبوم اصلی(بنیامین)به نام 85که واقعا زیباست

 

 ۱-لکنت

۲-عاشق شدم

۳-خاطره ها

 ۴-اینم بمونه

۵-یادم می یاد

۶-بی انتها

۷-من امشب میمیرم

 ۸-ترانه

۹-آدم آهنی

ah eeeeeeeeeeeee donya shirin konast

خسته ام

ino taghdim mekonam be on ki ghalbam vasash be tapish dar meyad

اگه چشمات مشكي يا عسلي دوست دارم

اگه موي تو كوتاست يا كه بلند دوست دارم

اگه چون دوستم داري ميخواي اذيتم كني هر چقدر مي خواي اذيتم بكن دوست دارم

وقتي با برق چشات چشماموادب ميكني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوست دارم

وقتي كه دستم ومي گيري ونازش ميكني تو دلم داد ميزنم هزار دفعه دوست دارم

وقتي كه نگام به نيمرخت عمود اين لبام دوتاشون ميخوان درگوشت بگن دوست دارم

اگه آرزوي ناز دوستم داري فقط يه بار درگوشم حالا نه بعدا"بگو دوست دارم

Image hosting by TinyPic

من پری کوچک غمگینی را می شناسم  که در اقیانوسی

مسکن دارد

ودلش را در یک نی لبک چوبین می نوازد آرام آرام.....

be chi kas meshe goft

دلم هوس گر یه کرده

میتوان در فصل پاک گریه هایت خیس شد.

میتوان در غروب چشمهایت با کبوتر ها آواز خواند.

میتوان در حرمسرای نگاهت  تا دیار مهربانی پر کشید.

میتوان بر روی مرداب سکوتت نیلوفر آبی بود و میتوان تنها  تو را پرستید

taghdim be oni ki dostam dasht

سلام غزل شنیدنی

گلم , ستاره , چیدنی

سراغ ما رو هم بگیر

پروانه ای , پریدنی

تو از بهار و گل شدن

من از همیشه پر زدن

شدم رفیق قاصدک

چه عطری داره یاسمن؟!

یکی روی درا نوشت

خدا بَدِ با سرنوشت

کاشکی بشه بارون بیاد

پاک بشه جمله های زشت

پیامی برده هدهدم

من از ترانه پر شدم

منُ نفس بکش غزل

آهای خودِ خودِ خودم

مي دونم دلت گرفته .... من برات سنگه صبورم
چي شده تنها نشستي؟ .... مثل تو از همه دورم

واسه من زندگي سرده .... نكنه تو هم غريبي؟
كاش مي شد اشكهات و پاك كرد .... بميرم تو هم بريدي؟

چه تبسم قشنگي .... وقتي به غمها بخندي
آخه ارزشي نداره .... دل به اين دنيا ببندي

نازنين دنيا همينه .... اون كه خوب بود بدترينه
نكنه تنهات گذاشته .... آخره عشقها همينه

اين روزا عشقها خياله .... حتي فكرشم محاله
عشق پاك پيدا نمي شه .... باشه هم رو به زواله

مي دوني چقدر عزيزه .... قطره سپيد شبنم
مثل اون اشكهاي نازت ....  رو تن گلهاي مريم

نازنين خدا بزرگه .... غم و از خودت جدا كن
ما كه تنها نمي مونيم .... آفرين اخماتُ  وا كن

آفرين اخماتُ وا کن!!!  آفرين

chighad begam mekhamet

age nage doset daram mekhoramet

 

taghdim be shirin

taghdim be on ki bavaram nadare

 

khodaya

توی دو روز زندگی آه از همه دلدادگی

                         توی این عمری که رفته آه از همه دلواپسی...

 


Era - Don't You Forget...
(download: 1.7mg)

بوي گندم مال من
هر چي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من
هر چي مي كارم مال تو

bekhoda nimedoni

انتظار
 
میدانی من

               هر روز

                         --به انتظار امدنت--

                                   در اندوه زمان

                                                       گم می شوم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عشق یعنی صداقت

                                          عاشقی یعنی رفاقت

                                                                     عشق یعنی جسارت

                                                                      عاشقی یعنی حسادت

 

 

az in khodam khosham meyad to chi

اگر دلت جای ديگريست بگو! من به تو اعتراضی نمی کنم...فقط می دانم که در اين

صورت دل من هرگز به بازار فروش نخواهد آمد.به درون سينه ام خواهد لغزيد و آنقدر در

آنجا خواهد ماند تا خداوند آن را همراه با روح و جسم من به سوی خويش بخواند...

آخر برای عشق های ما زندگی خيلی کوتاه است...در يک زندگی بيش از يک عشق واقعی نمی توان داشت!

 

                                     

az in khodam khosham meyad to chi

اگر دلت جای ديگريست بگو! من به تو اعتراضی نمی کنم...فقط می دانم که در اين

صورت دل من هرگز به بازار فروش نخواهد آمد.به درون سينه ام خواهد لغزيد و آنقدر در

آنجا خواهد ماند تا خداوند آن را همراه با روح و جسم من به سوی خويش بخواند...

آخر برای عشق های ما زندگی خيلی کوتاه است...در يک زندگی بيش از يک عشق واقعی نمی توان داشت!

 

                                     

گر عشق من از پرده عيان شد عجبی نيست پوشيدن اين آتش سوزننده محال است نترس از عاشق شدن بیا اون با من باهم باشیم غم نداریم باهم باشیم دیگه چیزی کم نداریم باهم باشیم زمین و آسمون به عشقمون حسودی می کنن

bachiha inja ham bazam gham kinarame

ای مردم وقتی که من مردم :

شب های جمعه   تکه یخی بر سر مزارم بگذازید تا با اولین طلوع آفتاب کم کم آب شود و به جای معشوقه ام بر سر مزارم اشک بریزد !

بر سنگ مزارم بنویسید :

آشفته ولی خفته در این خلوت خاموش

او زادۀ غم بود غمگین زیست و اکنون ز غم های جهان گشته فراموش

khodaya to ki faryad rasi

هیچ کس را نا امید نکن شاید امید تنها چیزی ست که او دارد....

                       

از کسی دوسش داری ساده دست نکش شاید هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از یکی که تورو دوست داره بی نفاوت نگذر چون ممکنه دیگه کسی مثل اون تورو دوست نداشته باشه

taghdim be hich kas

هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم

سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن

 

غروب عاشقان رنگش طلائیست

taghdim be zindegi ki namrde

سیزده نکته برای زندگی یک:دوستت دارم نه به خاطرشخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم دو:هیچکس لیاقت اشکهای تو را نداردو کسی که چنین ارزشی دارد باعث ریختن اشک های تو نمی شود سه:اگر کسی تو را آن طور که می خواهی دوست نداشت به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد چهار:دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند پنج:بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار کسی باشی وبدانی که هرگز به او نخواهی رسید شش:هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحت هستی چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو باشد هفت:تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی هشت:هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران نه:شاید خدا خواسته که بسیاری افراد نامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را،به این صورت وقتی اورا یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی ده:به چیزی که گذشت غم مخور به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن یازده:همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کنو فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده اعتماد نکنی دوازده:خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و انتظارداشته باشی او تو رابشناسد سیزده:زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

taghdim be on ki delesh mesli delam  baronist

باران ببار

که تنها ماوای من

سایه چتری است از جنس آغوشت

غمم را خواهد شست

 سایه ات پر بار است

ببار

من لبریز از آغوش بارانم

ghorob

در این غروب بی کسی

من و هجوم خاطره

هزار خوب وبد ولی

ز ره نیامد عاطفه

به جرم نانوشته ها

به دفترسیاه من

بگو چگونه سر کنم

هوای سرد واهمه

در این کویر لوت هم

به حق سزا بود که من

غروب شمس خویش را

در انتظار فاتحه

are man jelo jelo megam,

نوروزهر روزتان نوروز     نوروزتان پیروز

eeeeeeeeeeeeeee khoda chi begam az in hame gham ki delam dare memire

صدام می لرزه

بعد از مدتی همه حرفهام رو باهاش زدم

واقعا چقدر حرفه نگفته دارم هنوز ...

نفسم در نمی آد , صدام میلرزه

مرگِ من به صد تا زندگی می ارزه

تا کجا باید برم ترسون و لرزون ؟

پس کجاست مقصد من ؟ کجاست خدا جون ؟

مگه تنهایی , رو پیشونیم نوشته ؟

که تموم زندگیم بی سر نوشته ؟

همیشه تنهایی رو فراری دادم

اما باز تو اوج خستگی ها شادم

نفسم در نمی آد صدام میلرزه

دل بی صاحب من تا خرخره به زیر قرضه

آخه کی گفته که من باید بپوسم

آخه کی گفته همش مرگ رو ببوسم ؟

من میخوام رویِ تو رو یه بار ببینم

با یادت تا وقت مرگ تنها بشینم

خدا جون من میثاقم , منو یادت هست ؟

لِه شدم زیر سُم ننگین این اسب

خدا جون دنیا کوچیکه واسه چشمات

اما من بزرگترم از همه دنیات

مگه من تنهایی رو خودم می خواستم ؟

گوش بده این دفه بات خیلی رو راسَم

نفسم در نمی آد صدام می لرزه

آخه کی گفته میثاق ازت میترسه

تو مگه ترس داری مهربون ترینم

تا همیشه پای عاشقیت میشینم

خدا جون نگام بکن ببین چه پیرم

عمریه تو گیر و دار عشق اسیرم

مگه تو نمیگی بنده هام زیادن

همشون بچه هامَن هستن به یادم

من که جز تو هیشکی رو دیگه ندارم

تو دیگه رهام نکن تنهام نزارم

تو نماز بهت میگم تنها امیدی

بعد این همه سیاهی تو سپیدی

نفسم در نمی آد صدام میلرزه

عاشقیت به عمر و جون من می ارزه

نه هنوز زوده نرو هنوز میخوامت

خدا جون پرندتم اسیر دامت

واسه تنهاییم یه شاخه گل میاری ؟

قول بده که گلاتو برام بیاری

همشون بوی تو میدن بوی امید

میشینم تا روز آخرین و جاوید

--------------------------------------------------------------------------

-------------------------------------

khodaya

   در هر قدم به تو تکیه می کنم

                        و در همه جا حضور مقدست رامی یابم.

                                       خدایا!به من بگو!

                      چگونه ستایشت کنم؟

                     چه پیشکشی به تو تقدیم کنم؟

                    که تو خود مالک همه چیز هستی.

hameja donya  1 jorya

من در اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که میبینم بد اهنگ است

بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگزاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟

taghdim be on ki delish az gham pore

دردی اگر داری و همدردی نداری

با چاه آن را در میان بگذار !با چاه !

غم روی غم انداختن دردی ست جانکاه

گفتند این را پیش از این اما نگفتند

گر همرهان در چاهت افکندند و رفتند

آنگاه دردت را کجا فریاد کن

az man khaste shode are

برگ از درخت خسته شده پاییز بهونست

taghdim be ona ki  ......

سایه ها گاه پشت سر گرگند

گرگ مردم خطر خطر گرگند

با شبانان خفته همدستند

گرگ هایی که بی خبر گرگند

نیمه شبها به گله می تازند

میش هایی که تا سحر گرگند

چشمهاشان فریب مادر زاد

روبهانی که تا سحر گرگند

بر حذر باش ای غزل بانو

واژه ها گاه انقدر گرگند

تا بینند ساده ای مردم

هر قدر ساده بیشتر گرگند

شهر هاشان ولایت شومی است

گله در گله گرگ در گرگند

روبرومان رفیق و یک رنگند

سایه هایی که پشت سر گرگند

taghdim be on ki dsesh daram

تقدیم به داداش مهدی

الهي بميرم.....

 كه ديگر بداني كجايم بداني ز عالم جدايم

الهي بميرم..

 

 نخندد به چشمت نگاهي نماند نگاهت به راهي

بجه ها داداش با من قهره

 

 

دوست دارم تو را نظاره کنم

 

زير پايت پر از ستاره کنم

 

گر بپرسند نازنينت کيست

 

دوست دارم به تو اشاره کنم

 

aahae ino bedon

خداوندا... تو در قرآن جاویدت هزاران وعده ها دادی تو میگفتی اگر اهریمن شهوت بر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب خشم خویش مغلوب خواهی ساخت ولی من خود به چشم خویشتن دیدم فرزندی به ران مادرش دزدانه می لغزید خداوندا... اگر مردانگی اینست به نا مردی قسم نامرد نامردم اگر دست را به قرآنت بیالایم. حالا یه جورایی پاورقی: خداوندا... اگر من بنده تو نیستم تو که مولای من هستی

taghdim be eshgham

تو هميشه با مني تو هميشه درقلب مني وهرگز از ياد من نميري...

از بس که آسمان دلم ابريست تمام خاطراتم نمناک شده است نمي دانم چرا؟ دريا را هم که ديدم به ياد تو افتادم روي ماسه هاي ساحل نوشتم اگر طاقت شنيدن داري من شهامت گفتن دارم دوباره به دريا نگاه کردم برگشتم اين بار روي ماسه ها نوشتم دوست دارم

ahae be vafaaaaaaaaaaaaaaaaaa

وقتی رفت پرنده های کوچه بی دونه شدن


عابرا  رفتنشو دیدن و دیوونه شدن


وقتی رفت . حاشیه درختامون طلایی بود


ماه تو آسمون بود و قحطی روشنایی بود


وقتی رفت یه قطره اشک از شهر چشماش جاری بود


همونو ازش گرفتم آخه یادگاری بود

من امشب سکوت دلم را شکستم

سکوت شبستان غم را شکستم

قسم خورده بودم که عاشق نباشم

به عشقت شکوه قسم را شکستم

تقديم به تو كه بي تو هم با توام

taghdim be on ki dosesh daram

IN THE NAME OF GOD

IN THE NAME OF GOD

 

 

در آیینه چشمانت

 

      

                       زیبای من نگاه مهربانت راازمن نگیر

 

نگاهم کن تا غم ها رافراموش کنم

 

ودر آیینه چشمان زیبایت زندگی دوباره رادریابم

 

ودوست داشتنی ها راببینم خودرا احساس کنم درون

                                                                    

                                                                    مهربانیت.

 

MEHDI

shirin koja hastiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

خدایا خدایا کجایی؟؟............. خدایا دنبالت گشتم نبودی پیدات کردم گم شدی خدایا آخه کجایی؟؟............. خدایا کاش می دونستی چقدر باهات غریبم . کاش می دونستی

taghdim be mahsa jon

تو رفته ای و باز هم...من وسکوت وانتظار...ولحظه های بی تپش...و یک نگاه بی قرار...

تو رفته ای و باز هم...من وغم نگفته ها...و بغض مانده در گلو...وگریه های بی صدا...

تو رفته ای و باز هم...من وشبان بی فروغ...و اشکهای ناشکیب...واین زمانه ی دروغ...

تو رفته ای و باز هم...من وخیال بودنت...ویاد روزهای خوب...و حسرت نبودنت...

inam dastane kotahe az man

آسمون ابریه . به ابرا گفتم نبارین تا خورشیدو صدا کنم. آهای خورشید خانم می یای یا به ابرا بگم ببارن؟             

 رفت ورفت. می خواست به جایی برسد که احساس ارامش می کند. سرگردان رفت و رفت.....رسید به قبرستان.  

وقتی پدر مرد اونقدر گریه کرد که گفت :دیگه واسه مرگ هیشکی گریه نمی کنه.....وقتی مادر مرد رفت زیر بارون تا اشکاش پیدا نباشه.          

زندگی براش سخت بود کلنگ اورد شکستش...................

همش غم غم غم............ دیگه هالم از هر چی غمه به هم می خوره........ کاش یکی بود که شادم کنه کاش بود........کاش.........................

نمی دونم شاید باشه شاید باید دنبالش بگردم ............

آره هست مگه می شه نباشه می خوام برم... برم تا پیداش کنم.................

می دونم که پیداش می کنم........... یعنی کجاست؟؟...........

کجایی تو؟کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟.........................

tagdim be mehdi

به عاشقی ام گرمی تب داد شقایق

 

آرامش مهتابی شب داد شقایق

رسوا شدم آسوده شد او فکرش و من را

یک عاشق دیوانه لقب داد شقایق

 

تقدیم به مهدی از طرف یه آدم بی معرفت (شیرین)

 I Love You 

 بین دو راهی موندم در کوچه های غربت

 

انگار که نا نداره پاهام برای حرکت

 

می نویسم رو دیوار از درد و این غریبی

 

از اون روزای رفته ، روزای نا شکیبی

 

از بوی خوب گلها تو باغچه های محبت

 

از زخم کهنه دل تو روزگار غربت

 

از سرزمین غمها نامه برات نوشتم

 

تا که تو هم بدونی چی بوده سرنوشتم




داداشی آشتی دیگه

 On The Cheek 

ای به زخم دستهایم آشنا با من بمان

 

بی تو از فرط عطش همواره می پیچم به خود

 

آه ای آبی ترین دریا بیا با من بمان

 

هیچکس اینجا نمی فهمد نگاهم را دریغ

 

درد جدایی می کشد آخر مرا با من بمان

 

کاش می ماندی برای شعر های زخمی ام

 

بی تو میمیرد دردلم واژه عشق در من بیا با من بمان

 

زندگی بی چشمهایت یک شبِ طولانی است

 

شب مکن روزه مرا محض خدا با من بمان







taghdim be mahsa