گاه می انديشم خبر مرگ مرا با تو چه كس می گوید آن زمان كه خبر مرگ مرا از كسی می شنوی كاشكی روی تــورا می ديدم شانه بالا انداختنت را بی قيد وتكان دادن دستت را كه مهم نيست زياد عاقبت مرد عجيب افسوس..

عاقبت مرد عجيب افسوس..

هم آغوشی پروانه با گل آه ، ای پروانه عاشق باز آمدی چه خوش آمدی که دلتنگت بودم این را گل به پروانه گفت به زیبایی لبخندی زد باو از سر مهربانی نگاهش کرد با دلتنگی نگاهش داشت سوالاتی!!! کجا بودی؟ چه می کردی؟ فراموش کرده بودی گل تنهای عاشق را؟ جوابش داد به سادگی همان بهانه همیشگی سفری داشته ام به بیشه های بی گل همسایه به باغ و صحراهای بی آب و خشکیده تو می دانی چه رنجی دارد این سفر کردن تمامش کن نگاه کردن سوال کردن! کمی آرام بگیر ای گل بده جامی از آن گردهای شیرینت! مهربانی کرد دگر بار گل عاشق بکردش سیراب از وجودش کهنه درخت میانسالی بود همسایه گل که می دانست قصه عشق گل به پروانه را نظاره گر صحبت گل وپروانه بود همیشه می دانست که عاشق و دیوانه کدام است؟ چشمهای منتظر و خیره گل به جاده خبر از آشفتگی و دل نگرانی او می داد همیشه کهنه درخت چگونه می توانست به او بگوید که باد خبرآورده ز پروانه از آن بیشه همسایه که دارد هزاران گل عاشق همه هستند به همین مانند شیدا و واله پروانه عاشق گل نبوده و نیست! گل عزیز پروانه بود برای شیرینی وجودش!!! آه که چه دردناک بود حقیقت گل چه می کرد اگر که می دانست؟ فرورفته بود در فکر درخت همسایه که پروانه ترک کرد گل شیدای عاشق را نگاهش کر د با مهرورزی گل غمگین و گریان را بدو گفتش به آرامی که ای گل تو چه غم داری؟ تو می دانی که زیبایی! تو می دانی فریبایی! تو داری مهربانی ها از آن گویند چه تمثیل ها! رها کن این عشق تاریک را بیا دریاب حقیقت را! بدو گفتش داستان را همانی که بگفتا باد گل عاشق گل تنها رها گشت در میان موج تردیدها بگفت با خود: چه باید کرد؟؟؟ نمی دانست !نمی دانست!! نمی دانست!!!

Hosted by Tinypic.com

راستی شعر ثانیه ها از خودم بود

اسمت رو روي سنگ نوشتم خاك شود روي گل نوشنم پژمرده شد روي تنه درخت نوشتم آتش گرفت روي قلبم نوشتم تا هميشه بماند زندگي زيباست نه به زيباي حقيقت حقيقت تلخ است نه به تلخي انتظار انتظار سخت است نه به سختي جدايي

-------------------------------------------------------------------------------- دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا كردم اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تورا با تمام وجودش دوست ندارد هيچ كس لياقت اشكهاي تورا ندارد و كسي كه چنين ارزشي داردهيچگاه تورا به گريه نمي انداره بد ترين شكل دلتنگي براي كسي است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نمي رسي

-------------------------------------------------------------------------------- دوستت دارم نه به خاطر شخصيت تو بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا كردم اگر كسي تو را آنطور كه مي خواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تورا با تمام وجودش دوست ندارد هيچ كس لياقت اشكهاي تورا ندارد و كسي كه چنين ارزشي داردهيچگاه تورا به گريه نمي انداره بد ترين شكل دلتنگي براي كسي است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نمي رسي

گفتیم:می بارد گفتند:کی؟ گفتیم:امشب گفتند:چگونه؟ گفتیم:باشکستن دل گفتند:کدام دل؟ گفتیم:همان که شکستندورفتند گفتند:کجا؟ گفتیم:به جایی که هیچوقت... گفتند:چه بی انصاف! گفتیم:آه...همین طوراست

درشگفتم،گناه باد چه بود؟ برگ،خشکیده بود باد ربود باد،هرگزنبود دشمن برگ مردن برگ،دست باد نبود. زندگی ذره ذره می کاهد خشک و پژمرده می کند چون برگ مرگ،ناگاه می برد چون باد، زندگی کرده دشمنی،یا مرگ برگ خشکم به شاخسار وجود تا کی آن باد سرد سر برسد توهم ای دوست، ذره ذره مکش! تانخواهم که زودتر برسد .!

وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه همه غصـه های دنیا توی سـینه منــه توی قطره های بارون میشکنه بغض صدام دیگه غیر از یه دونه پنجره هیچی نمی خوام پشت این پنجره میشینم و آوازمی خونم منتظر واسه رسیدنت تو بارون می مونم زیربارون انتظــارت رنگ تازه ای داره منم عاشق ترم انگار وقتی بارون می باره بعضی وقتها که میای سر روی شونم میذاری تمــوم غصه ها رو از دل من بر نی داری اما این فقط یه خوابه،خوابه پشت پنجره وقت بیداری بازم غم میشمنه تو حنجره

ماهي حرف هاي  زيادي براي گفتن داره اگه بتونه ازاون تنگ بلورينش بياد بيرون

می دونم !!می دونم داد می زنه:

چرا باید تو این اب باشم ولی ندونم مزه آب روی لب تشته چیه ؟؟؟

چرا باید تو این اب باشم ولی کویر سرنوشتم باشه؟؟؟

شکایت!!!!!

Created By Webloger . 5u . com

ای ول حسن وقتي ديدمت که روي نوشته هاي روي ديوار خط سياه مي کشيدي. پرسیدم چی بود؟ گفتی نوشته بود عشق پرسیدم چرا روش خط کشيدي؟ گفتی آخه غلط بود باید می نوشت: سرنوشت زشت

 

دیونه شدم!!!!!!!!

راستی دیونگی هم عالمی داره خیلی زیباست امتحانش کن!

دیشب تو کوچه های سرد تنهایی با کبوترسفید محبت زیردرخت طلایی صفا نشسته بودم .

کبوتر گفت چته؟

پرسیدم:کبوتر یار داری؟

آهی کشید و گفت:داشتم اما افسوس صیاد زمان یارمو شکار تفریحی خودش کرد!!

دلم گرفت گفتم :کبوتر چه می کنی با این غم؟

نگاهم کردوگفت:کمک!!!

پرسیدم: به کی؟

خندیدو گفت: به تنهایی مثل تو

منم نوشتم ناممو, دادم بهشو گفتم:کبوتر یار من تو شهرخوبیها زیر سایه درخت پربارهمدلی

پایین محله دوستی کنار برکه صداقت خونه داره

اینو بهش میرسونی و ....

حرفمو با فریاد نه قطع کرد!!

پرسیدم :چرا؟؟؟

گفت :آخه تو سرنوشت من تباهی, غم و قصه وسیاهیه نه اونایی که تو گفتی

با لبخندی گفتم :کبوتر این که غم نداره کافیه چشماتو ببندی ودادبزنی منم دیونم !

دیدم کبوتر رفت با چشمایی بسته و ذکر دیونه شدم ازغم دیونه

یه عشقه واقعی

زندگي جز قماري بيش نيست ***شادي و غم هر دو را خود ساختيم

گر به شادي بگذرد ما برده ايم*** گر شود طي دوره غم باختيم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

گریه کن گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه گریه کن گریه غروره مرحم این راه دوره سر بده آواز حق حق خالی کن دلی که تنگه گریه کن گریه قشنگه گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه گریه کن گریه قشنگه بزار پروانه احساس دلتو بغل بگیره بغض کهنه رو رها کن تا دلت نفس بگیره گریه کن گریه...

حال من خیلی عجیبه
من که آسمون نبودم اما عشق تو یه ماهه

                سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه

                                 باز که ابر شد نگاهت بغضتم واسم عزیزه

                               اما اشکاتو نگه دار نزار اینجوری بریزه

                             حال من خیلی عجیبه

                                دوست دارم پیشم بشینی

                                  من نگاهت بکنم تا توی چشام عشقو ببینی

                                              بد جوری دیوونتم من    فکر نکن این یه اعتراضه

                      همیشه نبودن تو  

     همیشه ندیدن تو

کرده این دلو کلافه

                    میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من

                                      میدونم واست یکی شد بودن یا نبودن من

                  اولش گفتم یه حسه

        یا یه احترام ساده

                یا یه دوست داشتن ساده

           اما بعد دیدم یه عشقه

  با تو اندازه ش زیاده

                بیا و مثل گذشته جز به من به همه شک کن

من بدون تو میمیرم

بیا و به من کمک کن

                                                                    حال من خیلی عجیبه

گوید.

 ~ * ~ ELEGANT_IRANIAN ~ * ~

 

شقايق، عشق من مثل رود ، جاری و زودگذر است

 

شقايق ، زندگی ام بی همدم و هميار است

 

شقايق ، دنيا برايم قفس است و عاشقی نيز برايم مثل رود زودگذر است

 

شقايق، اشكهايم پايان يافتنی نيست

 

شقايق، سرنوشت با من يكی نيست

 

شقايق، گذشته های شيرينم ماندنی نيست

 

شقايق ، تنهايی با من هم صدا ست با من غريبه نيست

 

شقايق، گلهای باغ زندگی ام باز شدنی نيست

 

شقايق ، تو گلی هميشه عاشق ، تو كه می دانی درد عاشقی را ،

ELEGANT_IRANIAN@yahoogroups.com

 

 پس بدان كه عاشقی بدون درد نيست

 

شقايق، بدان كه من هم مثل همه عاشقم ،

 

و مثل همه عاشقان درد من يكی دو تا نيست

 

شقايق ، درد من درد نيست ، يك دنيا غم و غصه عاشقی است

دلم را به تو دادم



onley for you

بیاد تو

چشم من

دوست دارم بيا

مسافري تنها ماه من 2 نوشته شده در ساعت توسط عابر | یک نظر -------------------------------------------------------------------------------- گونهام 2 نوشته شده در ساعت توسط عابر | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- تا کی

مسافري تنها ماه من 2 نوشته شده در ساعت توسط عابر | یک نظر -------------------------------------------------------------------------------- گونهام 2 نوشته شده در ساعت توسط عابر | نظر بدهید -------------------------------------------------------------------------------- تا کی

رفتيُ خاطره هاي تو نشسته تو خيالم بي تو من اسير دست آرزوهاي محالم ياد من نبودي اما، من به ياد تو شکستم غير تو که دوري از من ، دل به هيچ کسي نبستم ياد من باش تا بتونم، هميشه برات بخونم بي تو وُ عطر تن تو، يه چراغ نيمه جونم

چقدر سخته يکی رو با تمام وجود دوست داشته باشی و بدونی که  

    هيچ وقت بهش نمیرسی  .

* گفتی تا آخر دنيا باهاتم حالا ميفهمم که چرا همش ميگفتی دنيا دو روزه

*روزی که به دنيا امدی داشت بارون می امد ولی هوا ابری نبود . ميدونی

  چرا ؟  ان روز فرشته ها داشتن از ان بالا گريه ميکردن . چون يکی از 

 اونا کم شده بود  .

* اگه يه روز صبح از خواب پاشدی ديدی تو يه اتاق تاريک وقرمز هستی و

    تند تند داری تکون ميخوری يه وقت نترسی ها تو توی قلب منی  . 

* عشق مانند ساعت شنی ميمونه مغز را خالی و قلب رو پر ميکنه .

 

تقدیم به تو

اسم تو برای من مقدسه

تا نفس تو سینه پر پر می زنه

باورم کن که فقط باور تو

می تونه قفل قفس رو بشکنه

منم و یه کوله راه نازی

ای ستاره ی شبای مشرقی

پر پرواز منو ازم نگیر , ازم نگیر

¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶

Z

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

اِسپل کلمه ی عشق

عشق = علاقه ی شدید قلبی

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

 

Ø

Why do you like to fight with me ?

Why do you become bad with me ?

منو امروز ببین ، تنهای تنـــــــها .

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

Don`t Love Me Anyone .

هیشکی منو دوست نداره .

 

زماني که متولد شدم به من آموختند دوست بدار , ولی اکنون که ديوانه وار

.دوست دارم می گويند فراموش کن

...

+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==

یه روز یکی رو دوست داشتم . ولی ... .

+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==

هنوزم دوستش دارم

+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==+=+==


null . davood LOVE you null . davood LOVE you
 
شاید اونجوری که باید ، قدرتو من ندونستم . حرفایی بود توی قلبم ، من نگفتم . نتونستم
 
                                                                                                    
 

?پرنده ی مهاجر | در پنجشنبه چهاردهم مهر 1384 ساعت 21:41 | پیوند  |  3نظر


فراموشم مکن ...

I LOVE ALL OVER YOU

ËËËËËËËËËËËËËËËËËËËËËËËË

چشمت
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد

حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

2 نوشته شده در  سه شنبه بيست و دوم شهريور 1384ساعت 22:4  توسط برگ زردی در بهار |  یک نسخه برای زخمهایم
44- سلام هم نفس

2 نوشته شده در  دوشنبه بيست و يکم شهريور 1384ساعت 19:4  توسط برگ زردی در بهار |  یک نسخه برای زخمهایم
 
خانه دوست
پست الکترونیک
دست نوشته های پیشین
درباره غمکده
زندگی بیشترش سوختن است

خواندنیها


طولانی ترین راهها با اولین قدم آغاز می شوند
خوشبختی فقط یک تعریف دارد،باور داشتن خوشبختی
رمز کلیه ی پیروزیها،اراده و تلاش است
موفقیت یک عادت است و باید به موفقیت عادت کنید
اگر بدنبال فرصتها بگردیم چند برابر می شوند و اگر آنها را نادیده بگیریم از میان می روند
اوضاع و احوال زندگیتان زمانی تغییر می کند که برای تغییر آن اقدام کنید
هنگامی که مصمم به عمل شدید باید درهای تردید را کاملاً مسدود نمایید
مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی های ما را از میان می برد
طولانی ترین راهها با اولین قدم آغاز می شوند
وشبختی فقط یک تعریف دارد،باور داشتن خوشبختی
رمز کلیه ی پیروزیها،اراده و تلاش است
موفقیت یک عادت است و باید به موفقیت عادت کنید
اگر بدنبال فرصتها بگردیم چند برابر می شوند و اگر آنها را نادیده بگیریم از میان می روند
اوضاع و احوال زندگیتان زمانی تغییر می کند که برای تغییر آن اقدام کنید
هنگامی که مصمم به عمل شدید باید درهای تردید را کاملاً مسدود نمایید
مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی های ما را از میان می برد

حرفی بزن رهگذر

Powered by Bravetools

نام مستعار:
URL يا Email:

پيام: (حداکثر 200 حرف)

  
نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهريور 1384
هفته سوم شهريور 1384
هفته اوّل شهريور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته اوّل مرداد 1384
هفته چهارم تير 1384
هفته سوم تير 1384
هفته دوم تير 1384
هفته اوّل تير 1384
پیوندها
کلبه گیتار
  آتیش خاکستری
  زندگی
  نیماد
  عاشق ترین عاشق ( به شقایق )
  عاشقانه
  شخصیت شناسی
  سایه بون ( امیر )
  پسری تنها
  فراموشم مکن
  استخاره به قرآن
  پزشکی
  فال و سرگرمی
  مردمان
  اندیشکده
 
تعداد بازدید کنندگان
Free Website Counter
Hit Counters
<

مهم نيست چند بهار را در کنار هم زندگي کنيم. مهم اينست که چند لحظه بهاري زندگي کنيم. يادمان باشد عمر کوتاه است مثل گلهاي بهاري. و در پايان زندگي خيلي از ما خواهيم گفت: کاش فقط چند ثانيه بيشتر فرصت داشتيم تا خوب بهم نگاه کنيم و همه ناگفته هاي مهر آميزيک عمر را در چند لحظه بهم بگوييم.

ای کاش زندگی زيبا بود             عشق فقط يک رويا بود

ای کاش دل زندان عشق نبود             غم و رنج عشق،آه و افسوس نبود

ای کاش قلب جايگاه محبت نبود

چشم جايگاه اشک نبود

 

اشک وعدگاه آرامش نبود                  ای کاش چهرهها خندان نبودند

يا اگر بودند به ظاهر خندان نبودند            ای کاش غم و اندوه آتش جانسوز شمع جان نبود

افسوس پروانه ديوانوار قلب نبود

عشق وعدگاه مرگ جانسوز دل نبود

ای کاش اشک نبود و                تن با آتش اين مردم بی وفا می سوخت

ای کاش انسان بی رحم نبود

دل اينقدر سنگ نبود

 

ای کاش دل بازيچه دست اين و آن نبود              صورت سيلی خور زيبائی چهره تو نبود

ای کاش اين قلب بيمار رخ تو نبود

اين دستها محتاج لطافت تو نبود

ای کاش اين چشمهای گريان                  محتاج آن شانه های گرمت نبود

ای کاش اين قلب و دل گرفتار تو نبود

اين دل شکسته محتاج مرحم عشق تو نبود

ای کاش اين سينه داغدار محبت تو نبود               اين چشمها درگير موهای زيبای تو نبود

ای کاش اين دل نگران حال تو نبود

اين نيازمن محتاج تو نبود

 

ای کاش بجای خاطرات تو                                چشم تو عشق تو در کنارم بود

ای کاش اين دل بی چاره گرفتار محبت تو نبود

ای کاش چشمانت اينگونه زيبا نبود

اگرهم بود عاشق فريب نبود

 

 

**********(¨`·.·´¨)************ ******(¨`·.·´¨).¸..(¨`·.·´¨)****** *(¨`·.·´` *·. ¸.·´ ** `·.¸.·´ `·.·´¨)* * `·.¸.·´ **I LOVE YOU**`·.¸.·´* *******(¨`·.·´¨) (¨`·.·´¨)******** ********`·.¸(¨`·.·´¨)..·´********* ***********`·.¸.·´************

بهار  یعنی  عشق   امید   نو ید  بهار زیندگی  مهدی دوستت دارم بهاری من

خيلی وقته که دنبال يه بهونه واسه شروع ميگردم. خيلی وقته دلم واسه يه شروع تازه تنگ شده. باور کن همه ی راهها رو امتحان کردم! .. تو اين مدت فکر می کردم ميشه بدون عشق هم زندگی کرد ..شايد هم ميشد اما ... من نتونستم!! من فقط يه فرصت می خوام واسه از نو ساختن. واسه دوباره زنده شدن... واسه دوباره عاشق شدن! دلم می خواد شروعم بوی همون بارون نصف شب رو بده.. صداش هم همون صدا باشه که بهار رو ياد آدم ميندازه... ... ای ..وای.. باز دوباره يه روز ديگه رو شروع کردم. امروز هم از اون روزاست که آدم تا شب گيج ويجی می خوره!! نترس !! نخوردم! ای بابا .. من همينجوريشم جلو پامو نمی بينم! چه برسه به اينکه... کاش می تونستم جلو پامو بهتر ببينم. شايد هم ميبينم و خودمو ميزنم به اون راه..!! آدم از آينده چی ميدونه؟ ولی خب! دست رو دست هم که نميشه گذاشت! نه؟

در برق آن نگاهت هر شب رهايم اي دوست شاعر شدم که روزي وصفت کنم اي دوست چشمان پر فروغت ميعادگاه عشق است من آسمان چشمانت را مي ستانم اي دوست

......::::::Va..ama..Eshgh::::::......

گر بدینسان زیست باید پست

من چه بی شرمم

اگر فانوس عمرم را

به رسوایی نیاویزم

بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدینسان زیست باید پاک

من چه ناپاکم

اگر ننشانم از ایمان خود

چون کوه

یاد گاری جاودانه

بر طراز بی بقای خاک

 

درد شدیدی در سرم پیچید...

دستانم را بالا بردم که سرم را محکم بگیرم تا شاید دردش کمتر شود...

اما...

سرم را پیدا نکردم !

دستم سرم را لمس نمیکرد...

با عجله جلوی اینه رفتم....دیدم سرم محو شده !

وکم کم گردنم نیز در حال محو شدن بود !

من فقط نظاره میکردم...

سریع قلم به دست گرفتم و...

راستش می ترسیدم دستم هم برود و کسی نداند چطور تمام شده ام !

کم کم نوبت به شانه هایم رسید

انگار کسی با پاک کن و با دقت مرا

درد شدیدی در سرم پیچید...

دستانم را بالا بردم که سرم را محکم بگیرم تا شاید دردش کمتر شود...

اما...

سرم را پیدا نکردم !

دستم سرم را لمس نمیکرد...

با عجله جلوی اینه رفتم....دیدم سرم محو شده !

وکم کم گردنم نیز در حال محو شدن بود !

من فقط نظاره میکردم...

سریع قلم به دست گرفتم و...

راستش می ترسیدم دستم هم برود و کسی نداند چطور تمام شده ام !

کم کم نوبت به شانه هایم رسید

انگار کسی با پاک کن و با دقت مرا پاک میکرد...

وحالا به مچ دستم رسیده است

دیگر لحظات اخر است

ای کاش پاک کنی وجود نداشت که نقاشی ها را پاک کند

من دلم می خواست کمی بیشتر زندگی کنم ! پاک میکرد...

وحالا به مچ دستم رسیده است

دیگر لحظات اخر است

ای کاش پاک کنی وجود نداشت که نقاشی ها را پاک کند

من دلم می خواست کمی بیشتر زندگی کنم !

فکر کردم آسمان را میتوان تسخیر کرد
آب اقیانوس را با آه خود تبخیر کرد
 
فکر کردم میتوان با قطره های اشک خود
دشتهای تشنه روی زمین را سیر کرد
 
فکر کردم کلبه پاکیزه قلب تو را
میتوان با یک نگاه ساده هم تغییر کرد
 
فکر کردم رفتنت را میتوان از یاد برد
هیچ فهمیدی دلم را رفتن تو پیر کرد؟

زیبا ترین اوازی عشق ...........

یاسنا ا مید عشق