صدام می لرزه

بعد از مدتی همه حرفهام رو باهاش زدم

واقعا چقدر حرفه نگفته دارم هنوز ...

نفسم در نمی آد , صدام میلرزه

مرگِ من به صد تا زندگی می ارزه

تا کجا باید برم ترسون و لرزون ؟

پس کجاست مقصد من ؟ کجاست خدا جون ؟

مگه تنهایی , رو پیشونیم نوشته ؟

که تموم زندگیم بی سر نوشته ؟

همیشه تنهایی رو فراری دادم

اما باز تو اوج خستگی ها شادم

نفسم در نمی آد صدام میلرزه

دل بی صاحب من تا خرخره به زیر قرضه

آخه کی گفته که من باید بپوسم

آخه کی گفته همش مرگ رو ببوسم ؟

من میخوام رویِ تو رو یه بار ببینم

با یادت تا وقت مرگ تنها بشینم

خدا جون من میثاقم , منو یادت هست ؟

لِه شدم زیر سُم ننگین این اسب

خدا جون دنیا کوچیکه واسه چشمات

اما من بزرگترم از همه دنیات

مگه من تنهایی رو خودم می خواستم ؟

گوش بده این دفه بات خیلی رو راسَم

نفسم در نمی آد صدام می لرزه

آخه کی گفته میثاق ازت میترسه

تو مگه ترس داری مهربون ترینم

تا همیشه پای عاشقیت میشینم

خدا جون نگام بکن ببین چه پیرم

عمریه تو گیر و دار عشق اسیرم

مگه تو نمیگی بنده هام زیادن

همشون بچه هامَن هستن به یادم

من که جز تو هیشکی رو دیگه ندارم

تو دیگه رهام نکن تنهام نزارم

تو نماز بهت میگم تنها امیدی

بعد این همه سیاهی تو سپیدی

نفسم در نمی آد صدام میلرزه

عاشقیت به عمر و جون من می ارزه

نه هنوز زوده نرو هنوز میخوامت

خدا جون پرندتم اسیر دامت

واسه تنهاییم یه شاخه گل میاری ؟

قول بده که گلاتو برام بیاری

همشون بوی تو میدن بوی امید

میشینم تا روز آخرین و جاوید

--------------------------------------------------------------------------

-------------------------------------