به نام یگانه حامی پرستو های بی آشیانه

 

برای همه آنهایی که بی تقصیرند:

تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را راندند . تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهددایی که کسی آنها را نبست .

زندگی شیبی ست. عشق سیب یست و وای بر حال آن که در عشق پای بند نظم و ترتیب یست ، و اما تو : قرار نبود آن وقت های تو جایشان را با این وقتهای  من عوض کنند.

قرار نبود عشق هم مثل گیلاس ، بوسه، عیدی و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد . قرار نبود کسی سختش  باشد بگوید دوستت دارم . قرار  نبود کسی به هوای نشکستن دل دیگری بماند . قرار بود هر کس به هوای نشکستن دل خودش بماند.قرار نبود هر چه قرار نیست باشد . قرار تنها بر بی قراری بود و بس . گمان نمی کنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشد .اما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه لالایی های شعر گونه ا م را می گیرد ، مهم نیست فقط یک چیز یاد همه بماند . اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد . تنها برایت می نویسم :خودت خواستی تقصیر من نبود. زیر سایهً امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی های یکدیکر باشیم.

چشات دیگه از من خسته سیره                                       اما هنوز چشمای من اسیره

 

فقط بدون که این دل شکسته                                           منتظره بگی واست بمیره

 

مریم حیدر زاده

 

شیرین