تو به شیرینی یک شب یلدا
تو به وسعت آبی همه دریا
تو طراوت یاس و گل شب بو
تو ای مرهم زخم همه دردا
تو طلوع سحر
تویی صبح دگر
به افقهای حیاتم
تو چو تاج سری
تو من دگری
همچو خاکی زیر پاتم
من اگر زنده ام از بهر توام
من اگر عاشقم از عشق توام
من اگر بیدارم و می خوانم
به تو دل خوشم ای مهتاب شبم
به تو دل خوشم ای همه تاب و تبم
به غریبی من،یادت شده تسکینم
فقط از دوریت ای آینه غمگینم
همه لحظه من از یاد تو پر گشته
به افقهای دلم نام تو خور گشته ![]()
