![]() |
![]() |
|
| mehdi;s loving sadness is endless |
![]() |
![]() |
|
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد
|
|
دوستی ..شوخی سرد آدمهاست ..بازی شیرین گرگم به هواست.. واسه کشتن غرور من و تو ..دوستی.. توطئه ثانیه هاست |
|
نخ شمع از شمع پرسید : چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی..؟شمع جواب داد مگه میشه کسی که تو قلبمه بسوزه و من اشک نریزم |
کیسه ی کوچک چای
|
|
این روزها...
برگ ها....... نیمه زرد ونیمه سبز..... در برزخ! در تردید خزان شدن.... و غلبه ی گذشت زمان.......!!
و گنجشک کوچک آن طرف پنجره |
|
هيچوقت از دوست داشتن انصراف نده حتي اگر کسي به تو دروغ گفته باشه بازم بهش فرصت بده چون روزي فرا مي رسه که خودت محتاج فرصت دادن ديگران مي شي |
![]() آدمک آخر دنياست بخنــــد آدمک مرگ همين جاست بخنــد دست خطــي که تو را عـاشق کرد شوخي کاغــذي ماست بخنــد آدمک خر نشــوي گريه کني ! کل دنيا ســراب است بخنــد آن خدايي که بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخنـد .... ! ![]() |
![]() در انتظار قطارم...قطاري كه مسافرم در آن نيست...من هم در ايستگاه نيستم...روي ريلم... ريلي تا بينهايت پایانی که هیچوقت آغازی نداشت این بود سهم من از زندگی .............. ![]() |
|
صبر كردن دردناك است و فراموش كردن دردناك تر ، ولی درد ناك تر از همه این است كه ندانی باید صبر كرد یا فراموش!؟
|
|
دوست داشتن درست مثله ايستادن توي سيمان خيسه . هرچقدر بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي ، حتما ردپات باقي ميمونه!!!
|
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم درون کلبه ی خاموش خویش اما کسی حال من غمگین نمی پرسد و من دریای پر اشکم که طوفانی به دل دارم درون سینه پر جوش خویش اما کسی حال من تنها نمی پرسد و من چون تک درخت زرد پاییزم که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند |
تقدیم به کسی که تنهای تنهایم گذاشت ... مرا اینگونه باور کن کمی تنها کمی بی کس کمی از یادها رفته خدا هم ترک ما کرده خدا دیگر کجا رفته؟ نمی دانم مرا آیا گناهی هست ؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست |
|
از من آزرده مشو، ميروم از خانه ي تو، قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم، تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست، امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم..
من همان قاب تهي خسته و بي تصويرم حالا ديگه من تنهام، تنها تر از هميشه. آهنگي كه مدام تو گوشم تكرار ميشه فرياد مظلومانه ي جيرجيرك تنهاي باغچست. صدايي كه خيلي برام آشناست. چيزي شبيه در خود شكستن چه تنگناي سختي است! يك انسان يا بايد بماند يا بايد برود. و اين هر دو اكنون برايم تهي شده است و دريغ كه راه سومي هم نيست.. بگذارید و بگذرید،ببینید و دل نبندید، چشم بیندازید و دل نبازید، که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.. هیچ کس از راز دلم آگاه نیست. هیچ کس از آه دلم به جز تو خبر ندارد. من در مسیر قلب توام چون مسافری، و مقصدم افق دور چشمان توست. توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه.. تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي يك نفر تمام دنيا هستي |
|
|
|
اخر ای بغض کال تا کی میتوانی سکوت کنی؟ وقتی دلتنگ میشوی به وسعت اسمان وقتی زرد میشوی مثل پاییز و خزان وقتی میشوی تنها ترین تنها وقتی میشوی دلتگ یک رویا ان زمانی که میرسد مرگ عاطفه ها و میمیرد زود تمام ارزوها وقتی می افتد و می شکند بلور خاطره ها و تو می مانی در حسرت یک لحظه دیدار دیگر بس است ای بغض بی قرار بشکن سکوت سنگینت را....بشکن |
|
|
||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| آرشیو موضوعی |
|
ino begin be on ki chize aslan yadesh nist |
|
RSS
|